اقلیم کردستان در دوراهی تحولات منطقه

دیدگاه 04:56 PM - 2026-07-02
د. یوسف گوران

د. یوسف گوران

پرواضح است که اقلیم کردستان ۳۴ سال پیش، به عنوان نخستین تجربه حکمرانی کردستانِ نیمه‌مستقل پس از پایان جنگ سرد، توسط دو نیروی اصلی (اتحادیه میهنی و حزب دموکرات) تاسیس شد. این اقلیم از همان ابتدا در سایه چتر سیاسی-امنیتی غرب و به بهای فداکاری‌های ملت کردستان در منطقه حفظ شد. اما اکنون با گذشت بیش از سه دهه از این تجربه و بروز تغییرات بنیادین در درون اقلیم، عراق، منطقه و جهان، بقای اقلیم ما به شکل کنونی با پرسش‌ها و چالش‌های جدی داخلی و خارجی مواجه شده است.

تغییر محیط منطقه‌ای و جهانی

در اواخر قرن گذشته و هم‌زمان با شکل‌گیری اقلیم کردستان، موجی جهانی برای حمایت از ملت‌های تحت ستم به راه افتاده بود. احساس پیروزی غرب در جنگ سرد، تمایل به تقویت دموکراسی را در سیاست بین‌الملل زنده کرده بود؛ به طوری که فرآیند صلح فلسطین، کمک به تیمور شرقی، کشورهای یوگسلاوی سابق، سومالی‌لند و سودان جنوبی همگی تحت تاثیر این موج جهانی قرار گرفتند. کردستان نیز با وجود فشارهای سنگین کشورهای منطقه، توانست از این فضای جدید بین‌المللی بهره ببرد و یک اقتدار نیمه‌مستقل ایجاد کند. به این ترتیب، چتر حفاظتی غرب، اقلیم را از خطرات حکومت عراق و کشورهای منطقه مصون داشت. این وضعیت تا حد زیادی پس از سقوط صدام (۲۰۰۳) نیز تداوم یافت؛ به‌ویژه زمانی که تهدید داعش پشت درهای اقلیم رسید و غرب به نیروهای پیشمرگه در مقابله و دفع این خطر واقعی کمک کرد.

اما در حال حاضر و به دلایل گوناگون، به نظر نمی‌رسد غرب دیگر تمایل یا توانایی ایفای نقش گذشته خود را داشته باشد. از یک سو، اروپایی‌ها که پیش‌تر حامی اصلی اقلیم بودند، اکنون مشغول ساماندهی دوباره خود در برابر تهدیداتی هستند که پس از جنگ اوکراین متوجه اروپا شده است. آمریکا نیز به عنوان پشتیبان اصلی اقلیم، دچار دگرگونی در دکترین (عقیده) سیاسی و استراتژیک خود شده و دیگر تمرکز گذشته را بر اقلیم و خاورمیانه ندارد. بر این اساس، کردستان دیگر مانند گذشته نمی‌تواند تنها به کمک متحدان غربی خود تکیه کند و شاید بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تدوین یک ساختار سیاسی-امنیتی جدید برای حفاظت و تداوم بقای خود باشد.

ظهور قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای

در طول ۳۴ سال از عمر اقلیم ما، با وجود حضور پررنگ کشورهای منطقه‌ای (به‌ویژه ایران و ترکیه) در معادلات داخلی، آن‌ها هیچ‌گاه به دلیل حضور قدرتمند آمریکا و متحدانش، نقش یکسره‌کننده و نهایی را نداشتند. این واقعیت به‌ویژه پس از سقوط صدام مشهود بود که ملت کردستان آزادانه و بدون وجود فشاری واقعی، شکل روابط خود را با عراق جدید تعیین کرد.

اما در دو دهه گذشته و به‌ویژه پس از اولین خروج رسمی آمریکا (۲۰۱۰)، قدرت‌های منطقه‌ای نقش برجسته‌ای در منطقه ایفا کردند و به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر وضعیت ژئوپلیتیک اقلیم ما تاثیر گذاشتند. ایران و ترکیه به دلیل تثبیت خود به عنوان قدرت‌های منطقه‌ای توانمند، نقش مهمی در عراق، سوریه، لبنان و بسیاری از کشورهای دیگر ایفا کردند و بی‌گمان کردستان نیز تحت تاثیر این فضا قرار گرفت. در این میان، عدم قرائت درست از تغییرات منطقه‌ای و جهانی، اقلیم ما را به سمت یک اشتباه استراتژیک مانند همه‌پرسی (ریفراندوم) سوق داد که در نهایت جایگاه اقلیم را در منطقه تضعیف کرد.

از سوی دیگر، پس از حوادث ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل جهت‌گیری استراتژیک خود را به سمت شرق چرخاند که این امر منجر به بازتعریف دکترین استراتژیک و امنیتی در منطقه شد. به این ترتیب، سه قدرت منطقه‌ای برجسته شدند و رویارویی مستقیم (ایران-اسرائیل) و غیرمستقیم (ترکیه-اسرائیل) میان آن‌ها رخ داد. این وضعیت جدید که پس از عقب‌نشینی تدریجی غرب از منطقه شکل گرفته، به نظر می‌رسد برای چندین سال آینده، فرمول سیاسی و سطح روابط را در منطقه و به تبع آن در کردستان تعیین خواهد کرد.

ضرورت ایجاد تغییر در اقلیم کردستان

همان‌طور که مشاهده می‌شود، منطقه ما در چرخ‌دنده تغییرات ژئوپلیتیکی چشمگیری قرار دارد؛ تغییراتی که وضعیت داخلی کشورهای منطقه از جمله ایران، ترکیه، سوریه، عراق، لبنان و اسرائیل را نیز در بر گرفته است. در چنین شرایطی، آیا کردستان به عنوان یک اقلیم می‌تواند مانند گذشته به حیات خود ادامه دهد، گویی که هیچ اتفاقی رخ نداده است؟ آیا این وضعیت جدید یک تهدید است یا فرصت؟ اگر شیوه کلاسیک مدیریتی کنونی باقی بماند، آیا کردستان و اقلیم ما محفوظ خواهند ماند؟

از نظر سیاسی، اقلیم از زمان یکپارچه‌سازی دو اداره در سال ۲۰۰۶ تاکنون، هیچ‌گاه مانند امروز دچار انشقاق، تفرقه و قطب‌بندی نبوده است. آن روحیه همکاری و هماهنگی که پس از ۲۰۰۳ میان جناب مام جلال و کاک مسعود وجود داشت، اکنون در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد. کابینه نهم به وضوح شکست دولت را در مدیریت کردستان به عنوان یک کیان واحد و متحد، و همچنین ناتوانی در برخورد یکسان و عادلانه با مناطق جغرافیایی و ساکنان آن نشان داد. از سوی دیگر، حاشیه‌نشین کردن جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی، شکاف بزرگی در نهادهای حکومتی ایجاد کرد و در عمل آن را به بخش‌های مجزا تقسیم نمود.

در نتیجه، اقلیم ما به جای اینکه در این شرایط حساس منطقه، قدرتمند و متحد باشد، بیش از پیش ضعیف شده است؛ تا جایی که برای نخستین بار، بحث در مورد آینده خود اقلیم در خارج از مرزهای آن مطرح می‌شود! در واقع، وجود تمایل به هژمونی‌طلبی و انحصارگرایی از یک سو، و تلاش برای رهایی و عدم پذیرش قدرت تحمیلی از سوی دیگر، اقلیم را در برابر آینده‌ای تاریک و خطرناک قرار داده است.

چشم‌اندازی برای آینده

پرواضح است که وجود بحران‌های داخلی و همه‌جانبه، ویژگی بارز اکثر سیستم‌های سیاسی و حکمرانی، بلکه یکی از خصلت‌های مداوم آن‌هاست. تفاوت در اینجا این است که ملت‌های زنده در زمان بحران به آن اعتراف کرده و برای حل ریشه‌ای آن تلاش می‌کنند. آنچه در اقلیم وجود دارد صرفاً بحرانِ یک کابینه یا دولت نیست، بلکه بحرانِ «شیوه حکمرانی»، حدود اختیارات نهادهای دولتی و فۆرم رابطه با مردم است؛ بنابراین، راه حل نیز باید در همین راستا باشد.

در تاریخ، نمونه‌های متعددی از بازسازی عمیق ساختار قدرت و دولت وجود دارد، بدون اینکه بقای خود کشور به خطر بیفتد؛ جمهوری پنجم فرانسه در زمان (دوگل)، جمهوری وایمار آلمان و جمهوری ترکیه پس از آمدن اردوغان، نمونه‌هایی از این تغییرات ساختاری عمیق هستند. اقلیم ما نیز برای جلوگیری از خطر تفرقه و قطب‌بندی بیشتر، نیازمند بازسازی و نوزایی است تا به عنوان یک «اقلیم جدید یا اقلیم دوم» دوباره متولد شود. اصول زیر می‌توانند به عنوان محورهای اصلی این تغییر قرار گیرند:

نزدیک کردن قدرت به مردم جهت خدمت‌رسانی بهتر: این امر از طریق تقویت دولت‌های محلی، تفویض و انتقال بخش عمده‌ای از اختیارات خدماتی به استان‌ها و ادارات مستقل، و پایان دادن به انحصارگرایی پایتخت محقق می‌شود.
تدوین یک برنامه و چشم‌انداز واحد برای روابط خارجی: چه در رابطه با بغداد و چه کشورهای همسایه و جهان، بر اساس منافع جمعی مردم کردستان و توسعه اقتصادی و سیاسی آن.
بازتعریف دکترین نظامی و امنیتی بر اساس شرایط جدید: از طریق سازماندهی و یکپارچه‌سازی نیروهای امنیتی و نظامی، ایجاد روابط قوی با دولت فدرال و بهره‌گیری از ظرفیت‌های قانون اساسی عراق، تقویت جایگاه کردها در بغداد و استفاده از پتانسیل متحدان داخلی و خارجی برای محافظت از اقلیم.

تدوین یک برنامه ملی برای توسعه متوازن و یکپارچه اقتصادی-فرهنگی: برنامه‌ای که هدف آن توسعه همه‌جانبه و متنوع‌سازی اقتصاد باشد. از سوی دیگر، فرهنگ، زبان و تاریخ کردستان باید نقش محوری در یکپارچه‌سازی روحیه و هویت ملی ما ایفا کند؛ یعنی دقیقاً در تضاد با سیاست فرهنگی خطرناک کنونی که اتحاد هویت ملی ما را تهدید می‌کند.

نتیجه‌گیری

در پایان، این وضعیت پیچیده و پر از تغییرات در منطقه، کردها و اقلیم کردستان را بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار می‌دهد: یا مانند سال‌های ۱۹۹۲ و ۲۰۰۶ خردمندانه و با درایت رفتار می‌کنند و فرصتی را در دل این تحولات برای تقویت و توسعه اقلیم می‌یابند، یا اینکه اقلیم به شیوه سال ۲۰۱۷ با ضعف، بی‌اثری و تفرقه بیشتر و خطرناکتری روبرو خواهد شد که نتیجه قطعی آن، شکست بزرگترین تجربه مدیریتی و حکمرانی کردها در عصر معاصر خواهد بود.

*نویسنده: عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کردستان  ومدیر کل  مرکز مطالعات

PUKMEDIA

پربیننده‌ترین‌ها

خبر را در گوشی خود دنبال کنید؛

اپلیکیشن

Logo کاربرد

app app Logo
اخبار در جیب شما