مام جلال به ما چه آموخت؟

دیدگاه 06:18 PM - 2026-07-26
عماد احمد

عماد احمد

برخی انسان‌ها تنها ره‌گذرِ تاریخ‌اند و نشانی از خود به یادگار نمی‌گذارند، اما برخی دیگر، به نسل‌ها می‌آموزند که چگونه بیندیشند، چگونه تصمیم بگیرند و چگونه در ژرفای سخت‌ترین بحران‌ها، قطب‌نمای حقیقت را گم نکنند. «رئیس مام جلال» از آن چهره‌های یگانه و تکرارناپذیری بود که ارزش حضورش با شمار سال‌های عمرش سنجیده نشد، بلکه با آرمان‌ها و درس‌هایی اندازه گرفت شد که در جان آدمیان به یادگار کاشت.

او فراتر از یک رهبر سیاسی، مکتبی فکری، اخلاقی و ملی بود که اصول و آموزه‌هایش هم‌چنان در تاروپود زندگی ما جریان دارد.

اگر امروز بپرسیم: «مام جلال به ما چه آموخت؟» پاسخ را نمی‌توان در چند سطر خلاصه کرد؛ چرا که سراسر زندگی پُربار او، بزرگ‌ترین کتابِ درسِ حیات بود.

نخستین درسِ او، بنیادِ استوار «اعتماد» و اعتمادسازی بود. او به نیکویی می‌دانست که قدرت با زور به دست می‌آید، اما تنها با اعتماد پایدار می‌ماند. یک رهبر شاید بتواند مسند و مقامی را تسخیر کند، اما اگر قلبِ مردم را ببازد، همه‌چیز را باخته است. از این رو، او همواره به جای هراس‌افکنی، بذرِ اعتماد می‌افشاند.

دومین درسِ بزرگِ او، «گفت‌وگو» بود. در روزگاری که بسیاری اصالت را به زبانِ آهن و سلاح می‌دادند، او ایمانِ راسخ به منطقِ دیالوگ داشت. او نیک می‌دانست که جنگ شاید مرزهای جغرافیایی را تغییر دهد، اما گفت‌وگوست که دل‌ها و اندیشه‌ها را دگرگون می‌سازد؛ و بدین‌گونه بود که توانست هم در قلوب یاران و هم در ارج‌گذاریِ رقیبان، جایگاهی والا بیابد.

سومین درس، «تساهل و تسامح» بود. او باور داشت کینه فردا را نمی‌سازد و هیچ ملتی از گذرِ انتقام‌جوئی به سرمنزلِ سعادت نمی‌رسد. از منظرِ او، گذشت نه نشانه‌ی ضعف، بلکه گواهی بر بلوغِ اندیشه، ژرفای روح و دوراندیشیِ سیاسی بود.
همچنین مام جلال به ما آموخت که «اشتراکِ نظر» با «همانندپنداری» تفاوت دارد. برای زیستن و کار کردن در راستای هدفی مشترک، ضرورت ندارد که همه به یک‌سان بیندیشند. از دیدگاهِ او، تنوعِ آرا نه عاملِ تفرقه، بلکه سرچشمه‌ی بالندگی و قدرت بود.

او به ما آموخت که سیاست، هنرِ گشودنِ راه است، نه تیغِ کشیدن و دیوار ساختن. در هر بحرانی، به جای کوفتنِ درها و مسدود کردنِ بن‌بست‌ها، دریچه‌ای نو به سوی تفاهم می‌گشود. او باوری ژرف داشت که در پشتِ هر گره و معضلی، سخنی ناگفته نهفته است و هر حرفِ به زبان‌نیآمده می‌تواند نویدبخشِ توافقی نوین باشد.

در مکتبِ ره‌گشای مام جلال آموختیم که «میهن» از «حزب» بزرگ‌تر است، حزب از «فرد» بزرگ‌تر است و فرد از «پست و مقام» فراتر می‌ایستد. این ترازوی اخلاقی همواره بر هرگونه منافعِ شخصی و زودگذر سایه می‌افکند و به همین سبب، راه و رسمِ او به جوهره‌ی اصلیِ تفکرِ میهن‌دوستانه‌ی کردستان بدل شد.

امروز، در روزگاری که کردستان، عراق، منطقه و جهان در طوفانی از دگرگونی‌ها و آزمون‌های خطیر گرفتار آمده‌اند، بیش از هر زمانِ دیگر نیازمندِ بازخوانیِ اندیشه، اخلاق و سنتِ سیاسیِ مام جلال هستیم. اگر آن ارزش‌های سترگ به بافتِ نهادی و رفتار روزمره‌ی ما جان بدمند، نامِ مام جلال نه تنها در اوراق تاریخ، بلکه در آینده‌ی این سرزمین جاویدان خواهد ماند.

فلسفه‌ی سیاسی و انسانیِ مام جلال را می‌توان در چهار واژه‌ی زرین خلاصه کرد: «انسان، اعتماد، گفت‌وگو و میهن». اگر این چهار ستونِ بنیادین، راهنمای اندیشه و عملِ ما باشند، بی‌گمان راه را به سوی روشنایی خواهیم پیمود. حقیقت این است که بزرگ‌ترین پاسداشتِ مقامِ مام جلال، نه تکرارِ نامِ اوست و نه آویختنِ تصویرش بر دیوارها؛ بلکه بهترین تجلیل از تفکرِ او این است که منش و راهِ او به سبکِ زندگی و سیاستِ روزانه‌ی ما تبدیل شود؛ چرا که رهبرانِ بزرگ با مرگ خاموش نمی‌شوند، بلکه در افکارِ مردمان، در ارزش‌های متعالی و در نسل‌هایی زنده می‌مانند که آموخته‌اند چگونه میهن را با خرد، وحدت، اعتماد و گفت‌وگو از نو بنا کنند.

PUKMEDIA



پربیننده‌ترین‌ها

خبر را در گوشی خود دنبال کنید؛

اپلیکیشن

Logo کاربرد

app app Logo
اخبار در جیب شما