درباره کرکوک: اندیشه‌ای عقلانی یا گفتاری احساسی؟

دیدگاه 05:20 PM - 2026-08-09
لطیف نێروەیی

لطیف نێروەیی

کرکوک، آن مهد دیرپای همزیستی و رنگین‌کمانِ قومیت‌ها و مولفه‌ها، همواره کانون تپنده‌ای برای آزمون گفتارهای سیاسی و هویتی بوده است. در این دیار، نوای سوزِ احساسات ملی پیش‌تر از گام‌های استوار عقل به دل و جان شهروندان چنگ می‌زند؛ چرا که تاروپود این گفتار با خاک، هویت و تاریخی سرشار از زخم و حماسه گره خورده است. اگرچه در برهه‌ای از زمان، این شور ملی توانسته است به نیروی محرک آگاهی، صیانت از حقوق یک قوم و گردآمدن توده‌ها پیرامون یک آرمان بدل گردد، اما در بافت رنگارنگ و چندلایه کرکوک، عواطف ملی غالباً به کژراهه‌ای می‌روند که شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر ساخته و غبار غفلت بر سر مسائل بنیادین و خدماتی شهر می‌پاشد. در تقابل با این رویکرد، عبور از گذرگاه بحران‌های این شهر نیازمند آن است که گفتار احساسی، مسند خویش را به گفتمانی فراملی و چندبعدی واگذار کند؛ گفتمانی که ضمانت‌بخش حقوق تمامی مولفه‌ها بوده و کرکوک را از میدان‌گاهِ (تقابلِ) هویت‌ها به پل ارتباطی استوار برای همزیستی و آشتی مدنی بدل سازد؛ رسالتی که «اتحادیه میهنی کردستان»، همواره به پاس وزنه وزین سیاسی-مردمی و باور راسخ و تغییرناپذیرش به همزیستی، پرچمدار آن بوده است.

در پرتو این حقیقت، گهگاه طنین چنین گفتارهایی به گوش می‌رسد، اما میان حقیقتِ این رویکردها و واقعیتِ عریانِ میدان، فاصله‌ای ژرف حاکم است. از این رو، در مواجهه با وضعیتی چنین خطیر، بر این باوریم:

نخست: شایسته است که تمامی جریان‌ها و مولفه‌های کرکوک — از کرد و عرب گرفته تا ترکمن و مسیحی — این حقیقت را با جان و دل دریابند و پذیرا باشند که تفاوتِ نگاه و اندیشه میان جوامع مختلفِ این شهر و انعکاسِ پیام رهبران آن‌ها پیرامون سرنوشت و آینده کرکوک، پدیده‌ای تازه یا سخنی ناگفته نیست؛ بلکه این طبعِ روان هر ملت و جریانی است برای ریشه‌دواندن و تحکیم مشروعیتِ آرمان‌های سیاسی‌اش در میان فرزندان خویش.

همچنین ضروری است این واقعیت را نیک بدانند که لزوماً هر پیام یا سخنی از یک مقام مسئولِ کُرد در آن دیار، به مذاق اکثریتِ عرب و ترکمن خوش نمی‌آید، همان‌گونه که نوای احساسیِ یک مسئول ترکمن نیز نمی‌تواند بازتاب‌دهنده خواستِ اکثریتِ کُرد و عرب باشد؛ و این معادله برای مواضع یک مقام عرب نیز به همین منوال صادق است. با وجود این، اهمیت دارد که پیام‌ها، پاسخ‌ها و واکنش‌ها، بازتاباننده‌ی رنگین‌کمانِ ملی، دینی و مذهبیِ شهر و درک‌کننده‌ی نازکیِ تاروپودِ اوضاع آن باشند؛ به‌گونه‌ای که به حریرِ احساساتِ طرف مقابل زخم نزند، بنیادِ همزیستیِ کرکوک را به لرزه درنیاورد و سایه سنگین و منفی بر مدیریتِ فراگیر شهر نیفکند.

در ترازوی ارزیابی و تحلیلِ نطق‌ها و واکاویِ گفتارِ کنشگران سیاسی، بر همه ما فرض است که آوای احساساتِ ملی را از تصمیماتِ خردورزانه‌ی سیاسی بازشناسیم. نباید در برابر هر واژه‌ی برآمده از این دست که از قلم یک کادر سیاسی یا مدیرِ اجراییِ متعلق به یک قوم تراوش می‌کند، سایر مولفه‌ها در عرصه‌های سیاسی، رسانه‌ای و مردمی، سنگرِ مواضعِ تند و آتشین برپا کنند و آن را به پای یک تصمیم رسمیِ سیاسی بنویسند؛ فراتر از آن، نباید آرامشِ این دیار را در تب‌وتابِ التهابی ساختگی بسوزانند.

تجربه بارها به تلخی و شیرینی ثابت کرده است که رویکردِ واکنش‌های شتاب‌زده و تند در کرکوک، تیغی است که پیش و بیش از هر چیز، پیکرِ ثبات و آرامشِ شهر و تمامی فرزندانش را می‌خراشد و در این میان، سهمِ سنگین‌ترِ آسیب‌ها در میان کُردها، متوجه «اتحادیه میهنی کردستان» می‌گردد؛ چرا که بارِ امانت و مسئولیتِ این حزب در کرکوک، سنگین‌تر از هر جریان دیگری است. از همین روست که یاران اتحادیه میهنی کردستان در این شهر، با سینه‌ای فراخ‌تر، روحیه‌ای بخشنده‌تر و صبری دریایی‌وار، متناسب با بار سنگینِ مسئولیت‌شان بر دوش، گام برمی‌دارند. آنان در برابر هر رویداد و تصمیمی که گره در سرنوشتِ شهر دارد، پیش از هر واکنش عاطفی، با اندیشه‌ای ژرف و عیاری عاقلانه تصمیم می‌گیرند و هرگز در دامِ نواهای بی‌مبالاتِ رسانه‌ای و سیاسی که آرامشِ شهر را به تاراج می‌برند، گرفتار نمی‌شوند.

دوم: در بابِ ماده (۱۴۰) از قانون اساسیِ ماندگارِ عراق، پیش‌تر نیز برخی مسندنشینانِ سیاسی در پایتخت و کرکوک، مدعی شده بودند که طومارِ این ماده در هم پیچیده شده است. این دست گفتارها، حباب‌هایی عاطفی و برخاسته از تمنای جلب نگاه و رضایتِ هواداران‌اند و هیچ‌گونه خطری ریشه‌های ماده (۱۴۰) را تهدید نمی‌کند. لکن درد و چالشِ سترگ در آنجاست که ترازوی جمعیتِ رانده‌شده از بیرون در برابر تنِ رنجورِ بومیانِ مناطقِ دگرگون‌شده و جدامانده، در روندی نامتعادل و سرسام‌آور رو به فزونی است. این امر، نیازمند توقفی سرشار از مسئولیتی خطیر، اجماعی ملی و تدبیری خردمندانه است؛ چه آنکه برهم خوردن این تعادلِ حیاتی، چنان کار را به تنگنا می‌کشاند که فریادِ یادِ ماده (۱۴۰) دیگر پژواکی نخواهد داشت و حتی اگر روزی روزگاری بسترها نیز هموار گردند، این ماده نخواهد توانست در راهِ احقاقِ حقوقِ اصیلِ ساکنانِ بومیِ آن سامان به مقصد رسد.

PUKMEDIA

پربیننده‌ترین‌ها

خبر را در گوشی خود دنبال کنید؛

اپلیکیشن

Logo کاربرد

app app Logo
اخبار در جیب شما